۹۰ روز از آغاز جنگ رمضان گذشت و اینترنت مجدداً وصل شد

۹۰ روز اینترنت نداشتیم و دسترسی به پلتفرم‌هایی مثل تلگرام و اینستاگرام به هیچ وجه ممکن نبود و ارتباط ما با مخاطبانمان به طور کامل قطع شده بود. بنابراین لازم شد که راه‌حل‌های جایگزین داشته باشیم. مثلاً به عنوان کسانی که مشاغل خرد داریم و به فروش روزانۀ خود وابسته هستیم و اندوخته و سرمایه‌ای نداریم که در چنین اوقاتی پاهایمان را روی هم بیندازیم و آروغ روشنفکری بزنیم و ژست مخالف به خود بگیریم، لازم شد از پلتفرم‌های داخلی استفاده کنیم تا لااقل به اندک فروش هفتگی برسیم. از طرفی لازم است در چنین شرایطی با اقوام، آشنایان، دوستان و عزیزان ارتباط داشته باشیم و جویای حال هم باشیم. اولین درسی که می‌توان از این شرایط گرفت همین است که اتکای خود را روی پلتفرم‌های خارجی نگذاریم.

از طرفی این را دیدیم که این پلتفرم‌ها چه نقشی در جمع‌آوری اطلاعات از بین مردم و مسئولان داشتند که در ترورها و بمباران‌ها از این اطلاعات استفاده شد. از هوش مصنوعی چت جی‌پی‌تی و پلتفرم‌های شرکت متا به طور ویژه در این زمینه نام برده می‌شود. در نقشی که امارات در حملاتی که علیه ایران انجام شده است هم هیچ شک و تردیدی نیست. جالب اینجاست که شرکت تلگرام که به هیچ احدالناسی جواب پس نمی‌دهد سرورهایی در امارات هم داشته است! همان سرورهایی که احتمالاً داده‌های ایرانیان عضو در تلگرام روی آن‌ها ذخیره می‌شده است.

بلافاصله بعد از اتصال مجدد اینترنت بین‌المللی، تولید محتوا در پلتفرم‌های خارجی شروع شد، که البته به خودی خود طبیعی است، اما بدون اینکه کوچکترین تغییر ذهنیت یا تغییر رفتاری در تولیدکنندگان محتوا رخ داده باشد. انگار ما ۹۰ روز پیش خوابیدیم و الان بیدار شدیم و انگار نه انگار جنگی بوده و قبل از آن اعتشاشات بوده. عده‌ای کشته شده‌اند، تعدادی تروریست در داخل همراه و همگام دشمنان این کشور بوده‌اند، تورم بیشتر شده است، شخصیت‌های رده بالای مملکت ترور شده‌اند.

یعنی اتفاقاتی که از دی‌ماه به این سو رخ داده هیچ تأثیری روی شما نداشته است؟ اولویت‌های شما را تغییر نداده است؟ شما را بیشتر به فکر فرو نبرده است؟ دیدگاه‌های شما را تغییر نداده است؟ شما نسبت به پلتفرم‌های خارجی، همان احساس قبل را دارید؟ ذات آدم‌ها در چشم شما روشن‌تر نشد؟ هنوز همان محتوا با همان میزان مسخرگی و بی‌محتوایگی!

به هر روی در این ۹۰ روز وابستگی و بهتر است بگویم چسبندگی من به خیلی از این صفحات و کانال‌ها از بین رفت و در واقع چون نیک بنگریم ما هیچ نیازی به این صفحات نداریم. و اگر قرار است بعد از ۹۰ روز قطعی اینترنت و جنگ و چه و چه، آقایان و خانم‌ها با خونسردی کامل انگار که نه شاهی رفته نه شاهی آمده همچنان به همان روال قبلی ادامه دهند. احتمالاً ما با جماعت بی‌فراستی طرفیم که به درد ما نخواهند خورد. بهتر است از اساس این‌ها را در اطراف نداشته باشیم.

کسی که بعد از این قطعی ۹۰ روزه هنوز متوجه این نکته نشده است که نباید فقط روی یک اسب، آن هم اسب شل، شرط‌بندی کند، یا اصلاً حرف خاصی برای گفتن ندارد و فقط معتاد استفاده از این پلفرم‌‌هاست یا داستان تولید محتوا را در شکل کلی خود نفهمیده است و فکر می‌کند همین که در یکی از این چند پلتفرم متداول خارجی چیزی منتشر کند کار خیلی شاقی کرده است. در هر صورت من واقعاً دیگر نمی‌خوام چنین صفحات و کانال‌هایی را دنبال کنم. تنوع راه‌های ارتباطی برای یک کسب و کار و یا تولیدکنندۀ محتوا، نشانۀ احترام به مخاطب و از طرفی حس مسئولیت‌پذیری اوست.

من چند روز است افتاده‌ام به آنفالو کردن صفحات اینستاگرام و ترک کانال‌های تلگرامی. چون اصلاً نیازی به آن‌ها ندارم. نه مطلب خاصی برای گفتن دارند و نه دردی از من دوا می‌کنند. تحلیل‌های آبکی و حرف‌های تکراری و خبرهای ساختگی. در مورد توییتر هم احتمالاً به طور کامل دیلیت اکانت کنم و درش را برای همیشه گل بگیرم. تنها جایی که شاید اندک فعالیت و رفت و امدی به آن داشته باشم فیسبوک است. البته آن هم شاید. بستگی به این دارد که بعد از خلوت کردن اینستاگرام، تلگرام و بستن توییتر چقدر وقت در روز داشته باشم که بخواهم به آن بپردازم یا نه.

هر چه این پلتفرم‌ها را سبک‌تر کنیم، وابستگی ما به آن‌ها به حداقل می‌رسد و خارش روزانۀ سر زدن به آن‌ها کمتر می‌شود. هر چه صفحات کمتری را فالو کنیم در واقع نوتیفیکیشن‌های کمتری دریافت می‌کنیم و هر چه تعداد نوتیفیکیشن‌هایی که دریافت می‌کنیم کمتر و کمتر باشد، در این صورت انگیزۀ ما برای رفتن به جایی که خبری برای ما در آن نیست و همه چیز سوت و کور است کمتر می‌شود.

من واقعاً هیچ نیازی به شبکه‌های اجتماعی برای افزایش فروش خود ندارم و آن‌ها را فقط در این سطح استفاده خواهم کرد که با دیگران در ارتباط باشم و نه بیشتر.

در پاراگراف آخر این نوشته می‌خواهم به خاطرۀ خودم از شبکه‌های اجتماعی داخلی اشاره کنم.

من به واسطۀ کنجکاوی زیادی که دارم، هر بار که یک پیام‌رسان یا یک شبکۀ اجتماعی جدید ظهور می‌کرد حتماً در آن عضو می‌شدم تا ببینم داستانش از چه قرار است. از طرفی این حس را هم همیشه داشتم که چقدر بهتر است اگر این پلتفرم‌ها داخلی باشند. در همین راستا به محض اینکه خبردار شدم (شاید سال ۹۴ بود!) پلتفرمی به نام سروش راه‌اندازی شده در آن عضو شدم و مدتی هم فعالیت می‌کردم. اما چون دیدم فعالیت در آن خیلی کم است، بیخیال فعالیت در آن شدم. این صحبت‌ها مال زمانی است که تلگرام هنوز فیلتر نشده است.

به هر حال آمدیم تا سال ۹۶ و بعد ۹۸ که قطعی اینترنت را تجربه کردیم. تلگرام فیلتر شد و بقیۀ ماجراها که خودتان بهتر می‌دانید. در همان ایامی که اینترنت قطع شده بود و حاکمیت صحبت از این می‌کرد که از پیام‌رسان‌های داخلی استفاده کنید. عده‌ای بر این طبل می‌کوبیدند که استفاده از این پلتفرم‌ها نان توی خون جوانان زدن است و کسانی که از این پلتفرم‌ها استفاده می‌کنند همدست تمام جنایت‌های رژیم هستند! من به این حرف‌ها توجهی نداشتم. چون چرند بودنش عیان است و البته خشمی که تزریق می‌کند از جنس جملاتی است که در یک کمپین تبلیغاتی حساب شده استفاده می‌شوند. بنابراین کاری به این حرف‌ها نداشتم و اگر در پلتفرم‌های داخلی ثبت‌نام نکرده بودم به خاطر این بود که ضرورت و کاربردی نداشت و همان پلتفرم‌های خارجی هم برای من استفادۀ زیادی نداشت و سه روز و یک هفته قطعی اینترنت اتفاق خاصی را رقم نمی‌زد. تا اینکه رسیدیم به جنگ ۱۲ روزه و قطعی اینترنت که این بار بیشتر از یک هفته بود. من چون لازم بود با مشتریانم در ارتباط باشم در این پلتفرم‌ها عضو شدم. بعد از همگان‌سازی مخاطبان متوجه شدم افرادی زیادی که شماره تلفن آن‌ها را دارم در این پلتفرم‌ها عضو هستند. من که البته تصمیم داشتم روی پلتفرم‌های داخلی موازی با پلتفرم‌های خارجی کار کنم و برایم بحث‌ها دیگر اصلاً مهم نبود، ولی چیزی که متوجه شدم مرا در این کار مصمم‌تر کرد. آن هم اینکه متوجه شدم خیلی از کسانی که در اینستاگرام استوری می‌گذاشتن که آی!!! استفاده از پلفترم‌های داخلی فلان است و بیسار است و وای!!! این حکومت فلان و بیسار، خودشان در این پلفرم‌ها عوض هستند و از قراین و شواهدی هم اینگونه برمی‌آید که مدت زمانی هست که اینجا فعالند. مثلاً تعداد عکس‌هایی که در پروفایل آپلود کرده‌اند بیشتر از این است که مربوط به یک ماه و دو ماه فعالیت باشد. یا اینکه بعضی‌هاشان کانال‌هایی داشتند که اعضای زیادی داشت. این همه دو رویی و جوگیر بودن البته از مردم ایران بعید نیست. ذات شبکه‌های اجتماعی اینگونه است که آدم‌ها را هیستریک و نیمه‌زامبی بار می‌آورد.

برعکس همۀ ادعاهایی که مردم دارند که آآآآی اینرتنت قطع شده است و ما از ارتباط با جهان و فعالیت‌های اقتصادی و فلان و فلان باز مانده‌ایم، استفاده ۹۰ درصد مردم از اینترنت محدود به چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی است و آن هم برای دنبال کردن محتواهایی که به غایت سطحی و چرند است. به همین ترتیب در دام شبکه‌های اجتماعی گیر می‌افتند و باقی ماجرا مشخص است که با ذهن و روح آن‌ها چه می‌شود.

خلاصۀ مطلب اینکه نه نیازی به این شبکه‌ها داریم و نه لازم است وقت زیادی را در آن‌ها بگذرانیم. هر چه کمتر همان مقدار بهتر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *