اگر تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی (همچنین گوشی هوشمند) از زندگی ما حذف می‌شدند، چه تغییراتی در زندگی ما رخ می‌داد؟

شبکه‌های اجتماعی

در نظر بگیرید که تکنولوژی به پیشرفت الان می‌بود و بلکه خیلی سریع‌تر هم رشد می‌کرد و ما تمام ابزارهایی که اکنون در زندگی داریم را می‌داشتیم، حتی اینترنت پرسرعت و هوش مصنوعی را، با این تفاوت که تلویزیون، گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی را از زندگی خود حذف می‌کردیم؛ در این صورت چه تغییراتی در زندگی ما رخ می‌داد؟ 

یک سری تغییرات به ذهن من خطور می‌کنند که نظرم باعث می‌شدند زندگی بسی بهتر باشد. 

اول اینکه در نبود تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی، آدم‌ها خواب بهتری داشتند. هم شب زودتر می‌خوابیدند، هم در طی روز آن‌هایی که خستگی احساس می‌کردند یکی دو ساعتی را چرتی می‌زدند. لازم به گفتن نیست که خوب خوابیدن چقدر برای سلامتی آدمیزاد فایده دارد! 

دومین تغییری که به نظرم در زندگی ما رخ می‌داد این بود که در نبود شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون، زمان بیشتری نسبت به فعالیت‌های مفید بپردازیم. مثلاً زنگ می‌زدیم به دوست و آشنا و وقت بیشتری را با آن‌ها می‌گذراندیم که قطعاً باعث می‌شد کیفیت زندگی اجتماعی و ارتباطی ما بهتر شود. یا زمان خود را صرف یادگیری یا هر فعالیت مفید دیگری می‌کردیم. 

سومین تغییر این بود که توسط تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی بمباران خبری نمی‌شدیم. این برای ذهن ما خیلی بهتر است. همچنین دچار توهم آگاهی و مطلع بودن نمی‌شدیم. بنابراین اگر نیاز بود راجع به موضوعی مطلع شویم خیلی فعالانه‌تر دست به جستجو در سایت‌ها و نشریات چاپی می‌زدیم که این خود، ما را آدم‌های منطقی‌تر و استدلالی‌تری می‌ساخت. 

و چهارمین تغییری که به ذهن من می‌رسد این است که آدم‌ها مجبور نبودند خودشان را مرتباً با کسانی مقایسه کنند که چه بسا یک تصویر دروغین از خود ارائه می‌دهند. که این البته به سلامت روان ما کمک شایانی می‌کرد.

باید بپذیریم که تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی ابزار احمق‌سازی، سرگرم کردن و مغزشویی هستند و در نبود آنها مردم از وقت خود بهتر استفاده می‌کردند و سلامت روان بیشتری داشتند. 

دربارۀ آقای نویسنده

دربارۀ آقای نویسنده

نه کتاب نوشته است و نه داستان کوتاه، و نه حتی می‌تواند یک پاراگراف منظم و مدون بنویسد. تا جایی که من ۳۰ سال است این آدم را می‌شناسم هیچ شناختی از نثر مدرن و داستان‌نویسی مدرن ندارد. 

همان ۳۰ سال پیش هم یک سری شعرهای آبدوغ خیاری می‌نوشت و به عنوان شعر سپید در جلسات انجمن شعر می‌خواند، که البته سطح بسیار پایین و سخیفی داشتند. 

سلیقۀ کتاب خواندنش هم البته که بسیار افتضاح است و داخل همان حبابی است که محافل داستان‌نویسی ایران ۴۰ سال است داخلش گیر افتاده‌اند. منظورم این است که با آثار جدید (تألیف و ترجمه) دو سه دهۀ اخیر اساساً آشنا نیست! 

دری به تخته‌ای خورد و آدم‌هایی در سیاست عوض شدند و حضرت با کمالات ایشان هم مجالی پیدا کردند تا از نردبان قدرت بالا بروند. به او حسابی فضا دادند و شد مسئول کارگاه داستان شهرمان! و چهار نفر هم آقای نویسنده صدایش کردند. ۳۰ سال است که خودش را همه جا نویسنده معرفی می‌کند. دوستانش او را جدی جدی «آقای نویسنده» صدا می‌زنند و با همین عنوانِ آقای نویسنده، یک پست چرب و چیلی هم در یک سازمان دولتی گرفت که خودش که هیچ، پدر جدش هم لیاقت آن پست را نداشت. 

ادبیات معاصر ما همین است: محفلی، رانتی، فاسد و سیاست زده. نویسنده‌هایی که با تبلیغات به مردم قالب می‌شوند. روشنفکرهایی که با تبلیغات به مردم فروخته می‌شوند. پشت همۀ این نویسنده‌ها و روشنفکرها، سیاستمدارانی هستند که برای منافع خودشان آن‌ها را می‌سازند. 

عمدۀ جوانان مستعد و باهوش ما خانه‌نشین و منزوی شده‌اند و از بین آن‌ها که در ۱۰۰ سال اخیر در صحنه بوده‌اند، روشنفکر و نویسندۀ خودساخته و باسواد که در عین حال شرف خودش را نفروخته باشد، به تعداد انگشتان دست می‌توان یافت و نه بیشتر! 

۹۰ روز از آغاز جنگ رمضان گذشت و اینترنت مجدداً وصل شد

90 روز از آغاز جنگ رمضان گذشت و اینترنت مجدداً وصل شد

۹۰ روز اینترنت نداشتیم و دسترسی به پلتفرم‌هایی مثل تلگرام و اینستاگرام به هیچ وجه ممکن نبود و ارتباط ما با مخاطبانمان به طور کامل قطع شده بود. بنابراین لازم شد که راه‌حل‌های جایگزین داشته باشیم. مثلاً به عنوان کسانی که مشاغل خرد داریم و به فروش روزانۀ خود وابسته هستیم و اندوخته و سرمایه‌ای نداریم که در چنین اوقاتی پاهایمان را روی هم بیندازیم و آروغ روشنفکری بزنیم و ژست مخالف به خود بگیریم، لازم شد از پلتفرم‌های داخلی استفاده کنیم تا لااقل به اندک فروش هفتگی برسیم. از طرفی لازم است در چنین شرایطی با اقوام، آشنایان، دوستان و عزیزان ارتباط داشته باشیم و جویای حال هم باشیم. اولین درسی که می‌توان از این شرایط گرفت همین است که اتکای خود را روی پلتفرم‌های خارجی نگذاریم.

از طرفی این را دیدیم که این پلتفرم‌ها چه نقشی در جمع‌آوری اطلاعات از بین مردم و مسئولان داشتند که در ترورها و بمباران‌ها از این اطلاعات استفاده شد. از هوش مصنوعی چت جی‌پی‌تی و پلتفرم‌های شرکت متا به طور ویژه در این زمینه نام برده می‌شود. در نقشی که امارات در حملاتی که علیه ایران انجام شده است هم هیچ شک و تردیدی نیست. جالب اینجاست که شرکت تلگرام که به هیچ احدالناسی جواب پس نمی‌دهد سرورهایی در امارات هم داشته است! همان سرورهایی که احتمالاً داده‌های ایرانیان عضو در تلگرام روی آن‌ها ذخیره می‌شده است.

بیشتر بخوانید