انسان، گونۀ مزاحم و مهاجم. دربارۀ تخریب تخت جمشید

ماجرای این روزهای تخت جمشید پردۀ جدیدی است از یک داستان قدیمی‌تر.

هر بار که خبری منتشر می‌شود که مقامی، سازمانی یا گروهی دست به کاری زده‌اند که به یک اثر باستانی آسیب وارد شده است یا تصمیمی گرفته‌اند که ممکن است به آن اثر باستانی آسیب وارد شود، موجی از خشم و نفرت کاربران اینستاگرام و فیسبوک را فرامی‌گیرد. تا حدود یک هفته، همه تمام انرژی خود را می‌گذارند تا از طریق استوری‌ها رسالت خود در مبارزه با کژی و بدذاتی «این حکومت» را به جا بیاورند. یک هفته بعد ولی همه چیز فراموش می‌شود.

استوری گذاشتن خشک و خالی بدون اقدامات عملی، آن هم در یک پیج که احتمالاً خصوصی است و اگر هم عمومی باشد در بهترین حالت بیشتر از ۷۰۰ نفر فالوور ندارد، هیچ کمکی به ما نمی‌کند. استوری گذاشتن مناسبتی و هیجانی یک ژست توخالی است از سوی کسانی که فقط می‌خواهند عذاب وجدان و احساس توخالی بودن خود را پر کنند.

گروه‌هایی که دنبال زیرخاکی هستند و برای یافتن یک تکه فلز یا کوزۀ تاریخی، یک کوه سالم در جایی از این آب و خاک نگذاشته‌اند، بیرون دارند به کار خود ادامه می‌دهند.

جالب اینجاست که این جستجوگران گنج در خیلی از موارد خود را طرفداران فرهنگ ایرانی و مدافع تاریخ ایران باستان می‌دانند. اینان معتقدند که پیرو راستین فرهنگ و هویت ایرانی هستند و با این حکومت هیچ سنخیتی ندارند! کار ندارم که خود «فرهنگ و هویت ایرانی» تعریف مشخص و دقیقی ندارد.

و در کنار آن، گروه‌های طبیعت‌گرد، یادگاری‌نویسان، طرفداران موتورسیکلت و همه و همه هر کدام به نوعی به تخریب قسمتی از اکوسیستم اطراف خود مشغول هستند. تا زمانی که ژست مخالفت با «اینها» را داشته باشید خصوصاً اگر خوشگل و خوش لباس باشید یا ماشین و لباس گران قیمت داشته باشید و یک اسم من درآوردی برای خود انتخاب کنید، هیچ ایرادی به شما وارد نیست. چون طبق یک منطق ساده: «من مخالف این حکومت هستم و خوب پس هر کاری در جهت تخریب نظم عمومی و سرپیچی از قانون حاکم کنم قطعاً مبارزه در راه آزادی است.»

دوپاره کردن جامعه به «اینها» و «ما» از ابتدا یک حربۀ جنگ روانی بود برای براندازی. این حربه توسط گروه‌هایی استفاده می‌شود که ماهیت فاشیستی دارند. چرا که آن‌ها بدون اینکه کوچکترین نیتی برای اصلاح فرایندها و سیستم‌ها داشته باشند، در پی قبضه کردن تمام و کمال قدرت هستند. بنابراین حکومت را شر مطلق و مردم را قربانیان بی‌تقصیری نشان می‌دهند که نیاز به ناجی دارند. این ذهنیت احساس مسئولیت جمعی را از مردم می‌گیرد چرا که تا «اینها» نروند چیزی درست نمی‌شود، «ما» که گناهی نداریم.

نتیجۀ آن هم چیزی است که داریم می‌بینیم. هر کدام از ما به نوعی و به درجاتی مشغول تخریب چیزهایی که داریم هستیم. بدون آنکه کوچکترین درکی از نقش مخرب خود داشته باشیم.

چرا ما ایرانیان هیچ درکی از زندگی اجتماعی و ملزومات آن نداریم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha